علي‌رغم سرگرداني يهوديان‌، كاملاً انگشت‌شمار است‌. بنيامين و پتاحيه در اروپا و خاور نزديك سفرهاي زياد كردند. هر دو از فرات گذشتند و گزارش‌هاي بسيار گرانبهايي درباره‌ٴ مشاهداتشان به‌زبان عبري نوشتند.
در ربع اول سده‌ٴ سيزدهم‌، مهم‌ترين جهانگردان اسكانديناوي و چيني بودند. درباره‌ٴ گروه‌ اخير هم‌اكنون‌، گفتگو خواهيم كرد: دو اسكانديناوي برجسته وجود داشتند: رافن اسفينبيورنْسُن‌1 كه در ايسلند زاده شد، و در اروپاي باختري تا جنوب اسپانيا سفر كرد و سپس به كشورش‌ بازگشت‌، و اگموند اسپانهايمي‌2 كه رهبر هيئتي به‌درياي سفيد بود، سپس سراسر روسيه را پيمود تا به بيت‌المقدس رسيد و سرانجام‌، به نروژ بازگشت‌. اگموند معرف تعدادي از دريانوردان‌ اسكانديناوي معروف يا ناشناس ديگري است كه درياهاي شمالي را پوييدند.
هنگامي‌، كه اين مردان دلير شمالي با خطرهاي ويژه‌ٴ شرايط اقليمي خودشان دست و پنجه‌ نرم مي‌كردند، دريانوردان جنوبي بيش از پيش شيفته‌ٴ اسرار اقيانوس غربي مي‌شدند. چه مي‌شود اگر كسي به سوي غرب دريانوردي كند؟ آيا ممكن است كسي از روي زمين خارج شود؟ يا اگر كسي كرانه‌هاي آفريقا را به سوي جنوب دنبال كند اين كرانه‌ها در جايي به‌آخر مي‌رسد و به‌انسان‌ اجازه مي‌دهد كه به‌سوي شرق براند؟ اگر روايت‌هاي عربي را باور كنيم چنين پرسش‌هايي‌ موجب شده بود تا دريانوردان مسلمان در اقيانوس اطلس به سفرهاي ماجراجويانه‌اي بپردازند. در مورد هيئت‌هاي جنوايي ربع اخير سده‌ٴ سيزدهم‌، زمينه‌ٴ كار نسبتاً هموارتر است‌: لانزارُته‌ مالوچلو، جزاير قناري جنوبي را كشف كرد و براي استعمار آنها كوشيد، برادران ويوالدي در جريان يك دريانوردي در كرانه‌هاي باختري آفريقا به دماغه‌ٴ نون رسيدند و سپس‌، ناپديد شدند. جنبه‌ٴ ديگر اكتشافات در آفريقا به طور ضمني در داستان مذهبي رامون لول به نام بلانكورنا3 جلوه‌گر مي‌شود، و او در آن داستان به نخستين سفر اروپاييان به سودان اشاره مي‌كند.
اينك‌، به بزرگ‌ترين كاميابي‌هاي سده‌ٴ سيزدهم‌، مي‌پردازيم‌: يعني به سفرهاي فراوان در سراسر آسيا. هر سفري در اين مقياس مي‌توانست كاملاً درخور توجه باشد، و حتي امروز هم‌ چنين است‌، ولي موضوع مهم اين است كه چنين سفرهايي متعدد بود.
تا جايي كه به جهانگردان باختري مربوط مي‌شود، آسيا موجب باز شدن افكارشان مي‌شد. (منظور از آسيا تنها خاور نزديك نيست كه به اروپاييان نزديك‌تر و جزء لاينفكي از حوزه‌ٴ مديترانه بود، بلكه منظور آسياي ميانه‌، هند، و خاور دور است‌، كه مي‌توان آن را آسياي بودايي‌ خواند؛ چون قسمت اعظم آن در آن زمان يا پيش از آن‌، بودايي بود). معلومات راجع به آسيا از


 Sveinbjornsson Rafn .1
Ogmund of Spanheim .2
Blanquerna .3